قلم سوخته

بسم الله الرحمن الرحیم

سمنو پزون
ساعت ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ اسفند ۱۳۸٧  

یکی از نذری های منتسب به حضرت زهرا (س) پخت سمنو نزدیک ایام عید در شیراز هست . ریشه این سنت کاملا مشخص نیست اما برخی از بزرگان میگویند از آنجا که ایشان به این شیرینی علاقه داشت ، اسما پس از فوت ایشان شبهای جمعه سمنو را خیرات ایشان تهیه می نمود . در شیراز این نذری از اهمیت خاصی برخوردار است مثلا معتقدند کسانی این نذر سخت را می توانند انجام دهند که به نوعی دستور یا اجازه پخت را در رویا از آن حضرت داشته باشند . افراد  نجس در صورتی که به دیگ سمنو نزدیک شوند قطعا سمنو خراب میشود و دیگر آنکه هیچ کس در مراسم بی شفاعت آن حضرت نمی ماند .

چند سالی است که ما هم پخت سمنو داریم و امسال این مراسم در سالروز میلاد پیامبر اکرم انجام میشود . 

کار آسانی نیست از یک ماه قبل که خرید گندم را داشتیم یکایک  دانه هاپاک شد و پس از ١ روز که در آب بود امروز آن را برای جوانه زدن بر روی لایه های چوبی پهن کردیم . روزانه بیش از ١٠ بار بایستی آبیاری شوند تا نهایتا جوانه ها سبز گردند صبح روز پخت تمام جوانه ها را که بصورت ریشه های سفت به هم تنیده اند را چرخ نموده وچند بار پرس می شود تا شیره آن گرفته شود شیره گرفته شده را با آرد مخصوص خمیر کرده و حداقل ١٢ ساعت هم میزنند . دعا و نیایش به درگاه خداوند و توسل به حضرت زهرا از ویژگی های معنوی این مراسم نذری است . برخی هم کنار دیگ نماز می گذارند .

این سمنو زینت سفره های عید نزدیکان و دوستان میگردد . نشانی از آرزوی شادکامی برای همه به همراه انرژی مثبت گرفته شده از آن حضرت.

با همه این مراحل باور کردنی نیست که هیچ کس در هیچ مرحله ای از کار خسته نمی شود . از پسرانم خواهم خواست عکس های مراسم را حتما تهیه کنند .


کلمات کلیدی: سمنو ،نذری
 
سنگ صبور
ساعت ٩:٢٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸٧  

مادر بزرگ خدا بیامرزم قصه ای میگفت از سنگی که درد دل دیگران را میشنید و هر کس  روبروش می نشست در آخر میگفت سنگ صبور تو میشکنی یا من  و با شکستن سنگ غصه ها از بین می رفت .......

٢ روز برای تحویل موقت یکی از پروژه ها شهرستان بودم . واقعا خسته شدم و نتیجه ظاهری آن چند تبخال روی لب و نتیجه باطنی آن گرفتن تایید ٩۵ درصد از انجام کار کاملا درست و کارمندانی خشنود .

دیروز حدود ساعت ٢ بعد از ظهر احساس گرسنگی مفرطی داشتم یادم آمد دیشب هم شام نخورده ام . بنابراین به رستوران روبرو رفتم . تنها بودم و امید وار بودم پس از ساعت ها بدون کلمه ای حرف زدن لحظه ای آرام باشم .

گارسون خانمی بود که پس از آوردن غذا اجازه خواست و کنار میزم نشست . تعجب کرده بودم . از تصور لحظه ای آرامش خنده ام گرفته بود .تعجب من زمانی به حد خودش رسید که بی مقدمه از من خواست یه کمک فکری به اون کنم .

به اون نگاه میکردم واون یه ریز با آرامی حرف میزد . از اینکه چهار ماهه ازدواج کرده ، صیغه صاحب رستورانه و با هووش زندگی میکنه . زندگیش همه کتک و دشنام از شوهرش و هووش هست . از اینکه خانواده فقیری داره و نمی تونه پیش آنها برگرده . و پشت سرهم میگفت که به آخر خط رسیده و بعد نگاهش خیره به من . ١٨ سال بیشتر نداشت و یه ازدواج ناموفق در سال های قبل .

به خودم که آمدم اون همچنان خیره برای گرفتن جواب  بود .  غذا را تمام کرده بودم بی آنکه متوجه بشم چه مزه ای داشت. با اون حرف زدم درست مثل سالیان دور گذشته و صحبت هایی که با زنان خود سوخته در بیمارستان سوختگی داشتم و روان پرستاری آنان . گفتم و گفتم و اون تمام وجودش شنیدن بود . شماره موبایلم را که با التماس گرفت فهمیدم یک نفر به دیگرانی اضافه شد که یه مشاوره ساده حداقل لحظه ای آرامشان میکند ...شاید این سرنوشت من باشد که همیشه یه سنگ صبور باشم ......

تاکی اندیشیدن به مشکلات دیگران من را بشکند نمیدانم ؟................................

 


کلمات کلیدی:
 
به کجا چنین شتابان گون از نسیم پرسید ..........
ساعت ٩:٤٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸٧  

 صاحب نظران معتقدند نسل ما در گذر زمان دارای ویژگی هایی است که دیگر افراد نسلهای دهه های قبلی و بعدی نیستند . این موضوع مختص کشور ما به تنهایی نیست در همه جا شتاب دستیابی به تکنولوژی های نوین تمایزات خاصی را بوجود آورده است امروزه فرزندانمان حتی تصور مواردی را که جزو زندگی روزمره ما بود ، ندارند به طور مثال وقتی میگوییم تا چند سال قبل برای دریافت و پرداخت پول به بانک  مدت ها در صف طویل میایستادی و سپس پانچ بود و کارت های حساب و دفاتری که همیشه پر از ارقام ریز و درشت ، به تعجب می پرسند مگه عابر بانک نبود .تقریبا در حالت های عادی هیچ کس به دوست خود نامه دستی نمی فرستد و میدانیم بچه هایمان چقدر با صندوق پست زرد رنگ کنار خیابان بیگانه اند  .پسرم دیروز از من میپرسید همسن و سال من که بودید روزانه چند کامنت دروبلاگ تان داشتیدو وقتی گفتم همسن و سال شما که بودم کامپیوتر در هیچ خانه ای نبود با تعجب پرسید حتی یخچال هم نبود ؟!!! و بسیاری از موارد دیگر که تنها در یاد ماست. طبق محاسبات در صورتی که همسویی ساختاری ، علمی و منابع  در کشور ما شتاب لازم را نداشته باشد منحنی رشد این شتاب در کشور ما و جهان تا ۵ سال آینده با شکاف تصاعدی بیشتری روبرو خواهد شد .


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٦ اسفند ۱۳۸٧  

رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام


کلمات کلیدی: